![]() |
![]() |
|
| هر دو بر این باورند که حسی ناگهانی آن ها را به هم پیوند داده |
|
در کوی تو مشهورم و از روی تو محروم/ گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده خواستم شعری بنویسم اما ترسیدم حالم بدتر شود، گفتم فیلمی پیشنهاد کنم دیدم اسمی به یادم نیست، هیچ کتابی به تازگی درگیرم نکرده است. البته برای چندمین بار "تونل ارنستو ساباتا را خواندم. دیشب رفتم سراغ"پرنده ی من" اثر فریبا وفی. می گفت: شوهر دار که شدی تمام دنیا قبل از هر کاری یک عدد ساعت گنده به دیوار اتاق خوابت آویزان می کنند و برای شنیدن اولین خبر لحظه شماری می کنند . بعد یکی آش آلو برایت می پزد و یکی لواشک ترش برایت می خرد . توی اتوبوس یکی بلند می شود و جایش را به تو می دهد و توی خیابان همه ی نگاه ها ناخواسته روی شکمت پایین می آیند که حالا دیگر گرد و قلنبه شده و از قلنبگی پیداست که پسر است . بعد روزهایت به کنجکاوی در مورد این که سزارین بهتر است یا زایمان طبیعی می گذرد و همه تغییراتی در صورتت می بینند که تو بیشتر در درونت آن را حس می کنی . برای بچه لباس تهیه می کنی و وقت های بیکاری سر اسم بچه با شوهرت بحث می کنی . بعد هم یک روز درد می آید و مثل کسی که منتظرش بودی ولی آمدنش را از ته دل باور نمی کردی . ترس روی سرت آوار می شود . ترس از درد بیشتر . می روی بیمارستان و فردا موجود ناآشنا و خیلی کوچکی که تو را یاد گنجشک خیس می اندازد و به سینه ات می چسبانند و می خواهند که شیرش بدهی و از آن لحظه به بعد تو می شوی مادر . امروز می روم پیش مادرم پیش از آن کلی خیابان ها را بالا و پایین خواهم کرد تا چیزی پیدا کنم بعد برمی گردم سر کار روبان و کادویی هم می خرم. شیرینی هم می خرم از قنادی طلایی. همین پایین است توی میرزای شیرازی.
عکاس: ساناز صفایی/سوژه ی زیبا: الهه سلیمی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط ساناز صفایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
علی احمدی اسد وجودی سعید کریمی کانون زنان ایرانی |
|
RSS
|